سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

78

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى)

نبوده بلكه فعل مضارع است . مؤلّف گويد : همانطوريكه قبلا اشاره كرديم فعل مضارع در صورتى نون تأكيد را مىپذيرد كه با هل استفهاميّه يا لام امر غائب يا لاء ناهيه همراه باشد و الّا در صورتى كه مجرّد از آنها بيايد نون تأكيد به آن ملحق نمىگردد . تتمّه مبحث علائم فعل شارح گويد : اگر كلمه‌اى برزمان گذشته دلالت نمود ولى علامت فعل ماضى كه « تاء » باشد نپذيرفت همچون لفظ « شتّان » يعنى جدا شد يا برزمان حال و يا استقبال دلالت كرد امّا كلمه « لم جازمه » را كه از خواصّ و علائم فعل مضارع است قبول نكرد مانند « اوّه » يعنى رنج و درد مىبرد قطعا كلمه مزبور فعل نبوده بلكه طبق گفته مصنّف در كتاب « عمده » اسم فعل مىباشد . قوله : محلّ فيه : ضمير در « فيه » به امر عود مىكند . قوله : فليس بفعل : ضمير در « ليس » به الامر به معناى مفهم الامر راجع است . قوله : بل هو اسم الفعل : ضمير « هو » به الامر به معناى مفهم الامر عود مىكند و مقصود از « اسم الفعل » اسمى است كه معناى فعل را دارد چنانچه شرح مفصّل و مبسوط آن انشاء اللّه در مبحث اسماء افعال و اصوات خواهد آمد . قوله : و قابل النّون ان لم يفهم الامر فهو فعل مضارع : يعنى كلمه‌اى كه نون تأكيد را قبول مىكند اگر معناى امر را نفهماند پس از آن فعل مضارع است نه امر مانند هل يضربنّ يا ليضربنّ . قوله : على حدث ماض : مقصود از « حدث » در اينجا زمان مىباشد . قوله : فهى اسم فعل ايضا : ضمير « هى » به كلمه راجع بوده و لفظ « ايضا » اشاره است باينكه گفته شد اگر كلمه‌اى معناى امر داشته ولى نون تأكيد نپذيرد